آرامستان آرام‌گر

پنج‌شنبه بود و هوای سرزدن به کسانی که با گذر زمان، به‌تدریج با فاصله‌تر گاه‌وبیگاه دلتنگ خاطرات‌شان می‌شویم و در سکوت یادشان غرق می‌شویم.  آرامگاه خلوت و پراکنده از زندگان بازمانده و پُرسَکَنه از رفتگان اهل خاک. درختان تهی از برگ مأوای مرغکان کبود که قارقارشان همچون زمزمه‌ای تلخ، به گوش خاک و خاکیان می‌پیچید. نوای آیه‌هایی که آشناگونه جایگاه آن عرصه را خاطرنشان می‌کرد. شعر هم آنجا به شیوه‌ی خود نجواکنان جاری بود. 🍁


《در خلوت روشن با تو گریستەام
برای خاطرِ زندگان
و در گورستانِ تاریک
با تو خواندەام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق‌ترینِ زندگان بودەاند.》

“احمد شاملو”

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *