یک روز از ما به عنوان امیدوارترین نااُمیدان تاریخ یاد میشود. آن روز ما کجاییم اما؟! فوران دماوند را هم که ببینیم دیگر یک پک کامل چشمودلسیر هستیم که هرچه چرخ گردون در بساطش دلشته، دور سر ما چرخانده و همهجوره هر آنچه را که تصور کنی در گذر از هفتخوانش به ما رسیده. ما حتی هر آنچه که در وهم امکان آمدنش نبود را به خیال آزمودیم. امید داشتیم و امید کاشتیم. امیدوار به برداشتیم.
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را. کاین عمر طی نمودیم اندر امیدواری.


آخرین دیدگاهها